شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام

ساعت ویکتوریا

ادمک

+ توالي سکون توالي سکوت و يک روز بهار که زندگي بيدار ميشد و شکوفه ها سينه کشان دشت را درمي نورديدند او با چشم هايش به من خيره شد و من ديگر نفهميدم چه نمي يافتم که سوختم ، بهار تمام شد و او ديگر نيست .
ادمک
برگرفته از نمايشگاه چيدمان خانم مهرنوش آقاجواهري
چراغ جادو
ادمک
رتبه 0
0 برگزیده
80 دوست
محفلهای عمومی يا خصوصی جهت فعاليت متمرکز روی موضوعی خاص.
گروه های عضو
فهرست کاربرانی که پیام های آن ها توسط دبیران مجله پارسی یار در ماه اخیر منتخب شده است.
برگزیدگان مجله مرداد ماه
vertical_align_top